تقریبا هفت ماهه از رسمی شدن ازدواجم گذشته
حالم خوب نیست
درگیرم
مغزم داعم میدون نبرد چن لشگر عظیمه
از یه طرف روحیه رها بودن خودمو رسیدن به خونه, مخصوصا کمک به مامان
از یه طرف شقایق و بازی با دوسال زندگیه یه آدم
هیچوقت توو زندگیم بدتر از این دوران نبودم
الان وضع مالیم بد نیس, خونمو دارم,ماشین دارم , مغازمو دارمو یه درامدی هست
ولی دلم خوش نیس...
میفهمی چی میگم؟
دلم گرفته
+ نوشته شده در پنجشنبه ب
برچسب:
نویسنده: هلیا باقری
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 23:06